افلاکیان قاینات
خاطراتی از همرزم شهید رجبعلی قدیمی
وقتی یک لحظه چشمم رو باز کردم دیدم دور و برم خونی است. گفتم: رجب کو؟ رجبعلی کجاست؟ یکی از بچه ها گفت: رجب رفت.
اسم من محمد بچه بجنوردم. خاطره ای هست از تاریخ 6/2/66 ، یگان ما در ایلام مستقر بود. شهید قدیمی فرمانده مخابرات توپخانه لشکر 5 نصر بود و من فرمانده آتشبار. من رفتم مرخصی وقتی برگشتم بچه های گردان توپخانه برای عملیات رفته بودند بانه. شهید قدیمی حدود 45 روز بود که مرخصی نرفته بود. به شهید گفته بودند صبر کن محمد که اومد میبریدش بانه میگذاریدش و بر میگردی میروی مرخصی. یک تویوتا داشتیم و یک راننده مسیحی و من بودم و شهید قدیمی. سوار شدیم و حرکت کردیم از ایلام به سمت کردستان. کرمانشاه رو رد کردیم به سمت کامیاران.
توی همین فاصله بین کرمانشاه و کامیاران شاید 7 یا 8 بار شهید تکرار کرد که یک دختری دارم که اسمش زهراست، توی این 45 روز خیلی دلم برایش تنگ شده است. تا رسیدیم کامیاران. از کامیاران به بعد شبها راه بسته بود و نگذاشتند برویم. شب را توی ستاد خوابیدیم، اونجا چند نفر بیشتر نبودند. شهید قدیمی به آنها گفت: من بروم محمد رو بانه بگذارم، بعد میروم مرخصی. اگر نامه ای دارید بنویسید تا ببرمش. نامه ها را گرفت و در ساک گذاشت. صبح زود بطرف بانه حرکت کردیم. بانه را که رد کردیم نزدیک مرز عراق یک رودخانه بود که بچه های بسیجی داشتند با لوله روی آن پل میزدند. اسم پل سیدالشهدا نام داشت. قبل از رودخانه یک سرازیری بود و آن طرف دره ی رودخانه باغ سرسبزی قرار داشت. حدود ساعت 11 بود که شهید قدیمی گفت: بچه ها و وسائل که این طرف هستند را ببرید اونطرف، جای درختان استراحت کنند. وسائل را آماده کردیم و رفتیم اونطرف رودخانه. جابجا که شدیم فکر کنم بین ساعت 2 تا 4 بود که خیلی خسته بودیم و روبروی دره کنار هم دراز کشیدیم. چون چادر نداشتیم به شهید گفتم پاشو برویم از تدارکات چادر بیاوریم، شب بچه ها سرما نخورند. گفت: محمد بگذار چند دقیقه توی حال خودم باشم. بعد از چند دقیقه دوباره گفتم، گفت: چند دقیقه ی دیگر نیز صبر کن. تا بالاخره بلند شد و حرکت کردیم. یک راننده ی بسیجی میخواست باما بیاید که نگذاشتم. خیلی اصرار کرد اما من گفتم: اگر خدایی ناکرده اتفاقی بیافتد، کمتر باشیم بهتر است. شهید پشت فرمون نشست و دو نفری حرکت کردیم. پل را که رد کردیم توی سربالایی حدود 50 متر بیشتر به محل تدارکات نمانده بود که ماشین خاموش شد. شهید هرکاری کرد روشن نشد تا اینکه از بچه های مکانیک که داشتند میرفتند جلو ایتادم تا ماشین را روشن کنند. تو این فاصله با شهید رفتیم لبه پرتگاه دره نشستیم که یکدفعه انفجار بزرگی جلوی چشممان پدیدار شد. من یک لحظه جنازه خودم رو روی زمین دیدم و خیلی رفتم بالا. شاید هزاران کیلومتر رفتم بالا اما انگار کسی بگوید اشتباهی آوردیدش منو برگردوندند. وقتی یک لحظه چشمم رو باز کردم دیدم دور و برم خونی است. گفتم: رجب کو؟ رجبعلی کجاست؟ یکی از بچه ها گفت: رجب رفت. گفتم: کجارفت؟ ماکه با هم بودیم. گفت: رجب رفت. من که ترکش به سرم خورده بود منو برده بودند بیمارستان و تا مدتی بیهوش بودم. اما شهید قدیمی. ترکش به قلبش خورده بود. همانجا به دیدار پروردگارش شتافت. ما موندیم و روسیاهی.
پربیننده ترین
- ◄ دیدار با خانواده شهدای کزغال به مناسبت هفته کار و بسیج کارگری
- ◄ آیین رونمایی پوستر و آغاز اجرای طرح « بانوی مقاوم ، خانواده مقاوم » در خراسان جنوبی
- ◄ اجلاسیه شهدای دولت باشکوه هرچه تمامتر برگزار خواهد شد
- ◄ تکریم به وقت شهدای جنگ تحمیلی در ادامه طرح سپاس دانشگاه علوم پزشکی
- ◄ اجلاسیه شهدا کارمند استان خراسان جنوبی و شهدای خدمت و دولت
- ◄ دیدار و تفقد از خانواده معزز "شهید محمد محمدی زاده"
- ◄ دیدار با خانواده شهید آخوندی در هفته کار و بسیج کارگری
- ◄ دیدار مسئول دفتر نمایندگی ولی فقیه در سپاه انصارالرضا علیهالسلام با خانواده شهید ترابی
- ◄ تکریم خانوادههای معظم شهدای روستای برکوک و همایون
- ◄ عطر شهادت در بخش زهان پیچید..
- ◄ یادواره شهدای جنگ تحمیلی بیرجند
- ◄ دیدار مسئولان با خانواده جهادگر شهید محمد خراسانی در شهر آیسک
- ◄ حضور احمد محمودزاده معاون وزیر آموزش و پرورش و مدیرکل آموزش و پرورش خراسان جنوبی در منزل پدر شهید کاظمی در روستای افین شهرستان زیرکوه
- ◄ تکریم خانواده شهدا تجدید عهد با آرمانهای انقلاب است
- ◄ آیین غبارروبی گلزار شهدای خوشنام و گمنام همراه با کاشت نهال امید مثمر از ریشه خون شهدا تا سایه اقتدار رهبری
آخرین اخبار
- ◄ نشست برنامهریزی برای برگزاری اجلاسیه شهدای آموزش استان
- ◄ دیدار اعضای ستاد اجرایی دومین کنگره ملی ۲۴۰۰ شهید استان با آیتالله عبادی
- ◄ دیدار دستاندرکاران دومین اجلاسیه شهدای شهرستان سربیشه با نماینده ولیفقیه در خراسان جنوبی
- ◄ برگزاری جلسه هماهنگی کمیته اردویی ستاد کنگره ۲۴۰۰ شهید استان
- ◄ نشست هماهنگی رونمایی از تمبر یادبود کنگره ملی ۲۴۰۰ شهید استان برگزار شد
- ◄ برگزاری جلسه هماهنگی جهت میزبانی از خانواده شهدا در اجلاسیه نهایی کنگره ۲۴۰۰ شهید استان
- ◄ نشست هماهنگی برای برگزاری اجلاسیه شهدای آماد و پشتیبانی استان
- ◄ برگزاری جلسه ستاد اجرایی اجلاسیه شهدای شهرستان سربیشه
- ◄ ششمین جلسه کمیته ترابری کنگره ملی شهدای استان برگزار شد؛ هماهنگی برای حمل و نقل کنگره
- ◄ کودکان و نوجوانان؛ روایتگرانِ حماسههای استان در کنگره ملی شهدا
- ◄ گرامیداشت حماسه ایثار؛ یادواره شهدای فتح خرمشهر در شهر ارسک برگزار شد.
- ◄ گامهای نهایی برای روایت یک حماسه؛ جلسه برنامهریزی غرفه آزادگان در کنگره ملی ۲۴۰۰ شهید استان
- ◄ اجلاسیه شهدا کارمند استان خراسان جنوبی و شهدای خدمت و دولت
- ◄ کمیته پشتیبانی دومین کنگره ملی شهدای استان، برای اجلاسیه نهایی برنامهریزی کرد
- ◄ تقدیر استاندار خراسان جنوبی از مادر گرانقدر شهید جاویدالاثر مهدی فروزانفر