کدخبر: ۸۵۷
۲۸ خرداد ۱۴۰۴ ساعت ۰۷:۱۴
چاپ

سیره زندگی شهید والامقام حسین منفرد،ستارگان کویر بشرویه

نام و نام خانوادگی: حسین منفرد

نام :پدر محمد

تاریخ تولد ۱۳۴۷/۰۷/۱۹

نام عملیات

تاریخ شهادت ۱۳۶۳/۰۷/۲۹

محل شهادت کامیاران

عاشق خمینی

کودک بود ولی زیبا و سنجیده صحبت میکرد اعتماد به نفس و شجاعتش نیز از سن و سالش فراتر بود .ده یازده سالی بیشتر نداشت پدر در حال آبیاری زمینهای کشاورزی دور افتاده از روستا بود. دوست داشت فرزندش را امتحان کند، شب سرد و تاریکی بود، رو به حسین کرد و گفت: پسرم من هیچ وسیله ی روشنایی با خود نیاورده ام میروی از خانه فانوس را بیاوری؟»

حسین بدون معطلی میگوید بله پدر جان میروم . تنها راه افتاد و ساعتی بعد با فانوس روشن به سمت پدر برگشت آن شب پدر در نور کم رنگ فانوس، برق شجاعت رادر چشمان حسین دید.1

در سال ۵۷ زلزله ی طبس باعث تخریب تعدادی از خانه های روستای ارسک شده بود سایر مردم از ترس زلزله به خانه هایشان نمیرفتند. حسین شبانه روی چادرها شعار نویسی می کرد. با پیروزی انقلاب و تأسیس بسیج وی مشتاقانه به جمع بسیجیان پیوست. هنرمند بود؛ نقاش و طراح به امام خمینی (ره) علاقه ی وافری داشت و از این رو تمثال امام (ره) را به زیبایی نقاشی میکرد و زیر آن مینوشت:

بی عشق خمینی نتوان عاشق مهدی شد.

عشق خمینی او را به جبهه ها کشاند. او زمینی نبود . یکسال قبل از شهادتش هنگامی که با مادر به گلزار شهدای ارسک رفت روی قسمتی از مزار شهدا دراز کشید به مادر گفت: ببین مادرجان چقدر اندازه است. اینجا جای مناسبی برای قبر من است. وی در مقابل اعتراض مادر گفت نه ،مادرجان من آرزوی شهادت دارم اگر شهید شدم راضی نیستم برایم گریه کنید.2

صوت زیبای قرآنش در جبهه پیچید و سوز مناجتش او را آنقدر ارج و قرب داد که دیگر جای ماندن نداشت مین دشمن وظیفه داشت حسین را آسمانی کند. پاهایش سوخت اما همدوش ملائک تا عرش پرواز کرد.

1.فاطمه عزیزی (مادر شهید)

منبع: کتاب ستارگان کویر

پربیننده ترین