کدخبر: ۱۱۴۹
۱۲ مرداد ۱۴۰۵ ساعت ۱۵:۴۲
چاپ

دلنوشته شهید الله‌یار جابری…

الله‌یار جابری…

نامی که بوی غیرت می‌دهد،

بوی مردی که دلش برای حقیقت می‌تپید.

او از دل مردمان ساده برخاست،

اما روحش، وسعتی داشت به اندازه آسمان.

در نگاهش، صداقتی بود که نمی‌شد نادیده گرفت،

و در قدم‌هایش، استواریِ مردی که راهش را پیدا کرده بود.

دنیا برایش کوتاه‌تر از آن بود که در آن بماند؛

دلش جای دیگری بود،

جایی فراتر از خاک،

جایی که انسان‌ها به حقیقت خود می‌رسند.

وقتی زمان انتخاب رسید،

تردید نکرد…

راهی را برگزید که پایانش روشن بود،

هرچند سخت و پر از خطر.

در دل میدان،

او نه فقط یک رزمنده،

که نشانی از ایمان بود؛

ایمانی که در سخت‌ترین لحظه‌ها،

او را استوار نگه می‌داشت.

و سرانجام،

لحظه‌ای که زمین دیگر گنجایش بزرگی‌اش را نداشت،

آسمان او را در آغوش گرفت.

الله‌یار جابری رفت…

اما نه برای فراموش شدن؛

برای ماندن در دل‌ها،

برای اینکه یادمان بیاورد

بعضی انسان‌ها،

با رفتنشان تازه آغاز می‌شوند…

نویسنده:خانم ظفرشریف

تولید شده در کمیته اردویی و گردشگری